حقوق
قانون مدني:قانون مدني يا قانون اجتماعي قانوني است که در زمينه اجتماع و زندگي شهر نشيني صحبت ميشود در مورد انواع روابط مختلف در زمينه هاي فروش -ازدواج و ... ميباشد
قانون مدني مادر قوانين ميباشد قانون در ايران در تاريخ 1303 پيش نويس را نوشتند که 7 نفر مجتهد بودند و 2 نفر حقوق دان بودند .و اکثر مطالب را از حوزه آوردند و از فقه گرفته شده چون 7 نفر آنها مجتهد بودند ولي آنها بيشتر مطالب را بصورت عربي نوشته اند . به وکلا توصيه شده به وکلا هرآنچه که در مورد آن مطلب ميباشد و منسوب به آن مطلب ميباشد صحبت کنيد ,بطور مثال وقتي از رهن صحبت کنيد بايد از راهن هم صحبت کنيد.
حتي بسياري از ادارات ما بصورت عربي بوده مانند نظميه -عدليه امنيه- ولي به مرور زمان سعي برآن شده که از عربي به فارسي تبديل شود . ولي سپس تبديل به شهرباني - شهرداري و دادگستري و ... گرديد .
قانون را مجلس تصويب ميکند ,ولي حقوق را حقوق دان مينويسد و در اصل قانون را تفسير ميکند کتابي را که قانون را تفسير ميکند کتاب حقوق مينامند مانند حقوق ثبت و حقوق مدني اولين قانون در زمينه ملک و زمين تصويب شد در سال 1302 ولي در سال 1310 قانون ديگري که اجباري کردن ثبت اسناد و املاک تصويب شد که در حال حاضر هم از آن چهار چوب استفاده شده ولي در خيلي جاها الحاقيه و تغييرات داشته است .
ماده9 قانون ثبت اسناد دولت را مکلف به ثبت اموال غير منقول اشخاص کرده
ثبت :به معني ثابت نگه داشتن چيزي در جايي که هروقت نياز داشته باشيم از آن استفاده کنيم که در ثبت نوشته ميشود بنچاق :يک سند عادي بوده که حکايت از مالکيت بوده و در ژمانهاي قديم معمولا توسط روحانيون محلي نوشته ميشد براي جابجايي ملک مطلالب کلي را در بنچاق ذمينويسند که در سند معمولا کمتر ثبت ميشود مانند امتيازات آب برق و ./... که ريشه کلمه بنچاق از زبان ترکي گرفته شده و يک کلمه ترکي ميباشد و به نوعي سند هم محسوب ميشود


سندعبارت است از هر نوشته اي که در مقام دعوي يا دفاع از آن استفاده ميشود در اشکال مختلفي داردمثلا اسنادي مربوط به اختلاف خانوادگي
سند دو نوع است 1- رسمي 2- عادي
سند رسمي را در دو جا نوشته ميشود 1- اداره ثبت اسناد و املاک 2- دفاتر اسناد رسمي (محضر) 3- در نزد مامورين دولتي به لحاظ تکليف ويا وظايفي که دارند .
دادسرا جايي است که جرم رسيدگي ميشود و سپس پرونده به دادگاه کيفري ميفرستند.
دسته ديگر دادگاهها دادگاههاي حقوقي ميباشند که مسائلي مانند چک را رسيدگي ميکنند .
امتياز سند رسمي نسبت به سند عادي 1- سند رسمي لازم الجرا ميباشد (مهمترين صفت سند رسمي )2- نوشته هاي يک سند رسمي قابل ترديد و انکار نيست (ولي يک سند عادي را ميتوان انکار کرد > 3- در مورد سند رسمي فقط ميتوان ادعاي جعل کرد
توجه :وقتي که مينويسيم ثبت با سند برابر است يعني لازم الجرا ميباشد
لازم به ذکر است که بعضي از اسناد عادي در حکم سند رسمي محسوب ميشود . 1- چک 2- اظهار نامه رسمي که در قانون ماده 10 تملک آپارتمانها استفاده ميشود . چک را از سه طريق ميتوان پيگيري قضايي کرد الف- شکايت کيفري ب- دادخواست حقوقي 3- اجراي ثبت
در قانون 2 قانون داريم قانون مستاجر و موجر در سال 1376 و قانون مستاجر و موجر 1356
اجاره نامه ميتواند عادي و رسمي باشد . چنانچه رسمي باشد بعد از 2 هفته اگر از تخليه بگذرد بايد 2 هفته اي خالي شود . ولي اگر عادي باشد به شرط امضاي 2 نفر شاهد ذيل اجاره نامه از طرف مراجع قضايي قابل پيگيري ميباشد و ظرف يک هفته بايد تخليه باشد . نويسنده قرارداد شاهد محسوب نميشود بايد از طرف فروشنده  و يک نفر از طرف خريدار و کلا"اگر دو نفر قرار داد اجاره را امضا نکند قرار داد را به طرفين ندهند .
توجه کنيم واژه الزامات تعهدات فرق ميکند با لازم اجرا ميبا شد .
توجه :دادگاه زماني شاهد را ميخواهد که وقتي ببيند روي يک قرار دادها دو نفر امضا کردهاند ولي يک قرار داد ديگر را يک نفر امضا کرده باشد آنگاه شاهد را ميخواهند ولي درذ زمينه قتل دادگاه 2 نفر شاهد مذکر ميخواهد اما اگر قرار باشد شاهد زن باشد به ازاي هر مرد بايد دو زن حضور داشته باشد . ولي در اجاره نامه نيازي به چنين چيزي نيست .
سند عادي اعتبارش به صحت آن است که فرد را الزام به تنظيم سند ميکند .وقتي دادگاه ميگويد اقرار به تنظيم سند کند دادگاه ميگويد فروشنده مالکيت را از خود سلب کرده و لازم الجرا ميباشد که الزام به تنظيم سند کند

توجه:شناسنامه و گواهينامه يک سند رسمي محسوب
نمي توان به راحتي براي مردم هر ادايي را مطرح کرد .
چک اگر به روز باشد ,چک وعده دار ,چک تضميني ,قابل پيگرد قانوني نيست ولي اگر به روز باشد چک جنبه کيفري دارد چک اماني سفيد امضا وده داشته باشد جنبه کيفري ندارد . چک موعد ندارد ولي سفته موعد دارد . از تاريخ برگشت به مدت 6 ماه ميتوانيم شکايت کنيم اگر اينکار نشود جنبه کيفري ندارد ..
چک اگر يک روز ه باشد چک وعدار محسوب ميگردد.مگر روزي باشد که تعطيل رسمي باشد .
توجه کنيد امضاي پشت چک نقش ضامن را براي امضا کننده دارد .
توجه :پشت برگه چک يا ورقه ظهر (با فتحه)ميباشد. ولي نيمه روز را ظهر (با ضمه )ميگويند
در سند هاي عادي الزام کردن فروشنده نسبت به تاريخ محضر الزامي ميباشد ,و يک وجه التزام مينويسيم مثللا 1000000 ريال براي روزانه
توجه:اگر در اجاره نامه تاريخ ننويسيم اجاره نامه باطل ميباشد
بر طبق ماده 10 تملک آپارتمانها هريک از طرفين شارژ ساختمان را ندهد مدير ميتواند يک اضهار نامه عادي تنظيم کرده و اگر ظرف 10 روز نسبت به پرداخت وجوه مربوط به (آسفالت - تعميير آسانسور و...)اقدام نگردد همان اظهار نامه را به ثبت ميبريم و احضاريه صادر ميشود .
مال:وسيله اي که انسان از ن استفاده ميکند براي رفع نيا و بايد ماليت داشته باشد يعني ارزش و بها داشته باشد . ارزش مال بستگي به موقعيت آن مال دارد (مثلا آب معدني در شهر 500 تومان در بيابان 50 هزار تومان هم فروخته ميشود (در شرايط سخت )
مال منقول:مالي که به راحتي از محلي به محل ديگر جابجا ميشودئ به شرطي که در اين جابجايي به خود مال يا محل استقرار آن آسيبي وارد نشود
توجه :در بحث خريداري واحد آپارتمان هرچه که به روييت خريدار ميباشد بايد در واحد بماند مگر اينکه عنوان شود و.سيله ها براي فروشنده ميباشد . اموال منقول هم بايد به ثبت برسد مانند هواپيما و اتومبيل
ماده 12 تا 22 قانون مدني مربوط به اموال منقول و غير منقول ميباشد . تذکر:چنانچه بذري براي کشت در مزرعه وجود داشته باشد جزءاجزاءغير منقول مزرعه ميباشد و يا اينکه ظروف آب و دانه در مرغداري ها چون اگر اين وسيلهخ ها وجود نداشته باشد ديگر مرغداري محسوب نميشود و سوله خالي ميباشد

اموال غير منقول :يا اثر فعل انسان است مانند ساخت و ساز و اما آنچه که بطور طبيعي وجود دارد ماننند کوه و دريا و درخت قانون ميگويد اموال غير منقول افراد را ثبت کنيد ,ميوه روي درخت غير منقول است ولي وقتي چيده شود منقول ميشود .
اشخاص در حقوق و قانون :شخص کسي است که در قيد حيات است و بايد توجه کرد که انحصارا"به انسان شخص گفته ميشود . و ميتواند از مال خودش به هر نحوي استفاده کند ولي اگر به کسي بخشيد ديگر آن اختيار اوليه را ندارد,و بايد براي هر کاري با شريک مشورت کند . اما مال مشاعي فرق ميکند ,اگر تمام شرکا حضور نداشته باشند نمي توان مال مشاع را اجاره بدهند چون ورود به آن ملک بدون اجازه شرکا ممنوع است .
دو نوع شراکت داريم يااختياري است يا اجباري
در شراکت اختياري دو نفر با رضايت شراکت ميکنند ولي درشراکت اجباري يا قهري بدلايل مختلف از جمله فوت وارث که ناچارا"ورثه با هم شريک ميشوند . ولي قانون ميگويد هيچ کس را نميتوانم تا ابد شريک نگه داشت ولي در تجارت بين شرکا وجه التزامي هست که هر زمان قصد جدايي داشتند مجبورا"آن وجه التزام را پرداخت نمايند شرکتهاي خصوصي هم بايد اموال را به ثبت برسانند و شرکت به ثبت برسد ,