lمطالب حقوقی (12)
خیار تدلیس:یعنی عملیاتی که باعث فریب شو تدلیس در لغت به معنای تاریکی میباشد . .این عملیات فریبنده دو صورت دارد 1- وقتی عیب کالا را میپوشاند 2- یا کالا عیب ندارد با عملیاتی وصفی آن را نشان میدهند که ندارد . اگر ماشین یا خانه عیب را پوشش نداد میشود عیب ولی اگر پوشش داد میشود هم عیب هم تدلیس که با دو خیار میتواند فسخ کند .
توجه :اگر بنویسیم خیار تدلیس ساقط است باز هم ساقط نمیشود چون نمی توانیم اجازه بدهیم علیه ما کلاه برداری بکنند
قانون میگوید اگر طرفین همدیگر را تدلیس کنند تدلیس در معامله حذف میشود و اگر شخص ثالث تدلیس کند معامله قابل فسخ نیست ولی یکی از طرفین میتواند از شخص ثالث مثلا"مشاور املاک شکایت کند
توج:همیشه نظرات حقوق دانان یک منبع حقوقی و قانونی برای ما محسوب میشود .
توجه در عقد بیع وجود خیار فسخ برای طرفین یا وجود زمان یا مدت برای تسلیم و یا دادن ثمن مانع انتقال نمی شود همچنین باید بدانیم در خیاراتی که پس از علم به آن فوریت دارندو فورا"باید اعمال بشود ناچارا"حق خیار ساقط میشود .
توجه:جمله ای است مبنی بر اینکه میگوید قانون عطف به ماسبق نمی شود یعنی قوانین که تا دیروز آزاد بوده ولی حالا جرم محسوب میشود ,نمی شود به علت کار گذشته ما را توبیخ کنند ,ولی این جمله مربوط به قانون است نه بخشنامه چون قانون را مجلس تصویب میکند ولی بخشنامه را وزراتخانه ها تصویب میکنند که وقتی میگویند قانون عطف به ماسبق نمی شود مربوط به بخشنامه ها نیست .
منجز:یعنی بدون قید و شرط یعنی رضایت باید منجز باشد و دادگاه میگوید رضایت منجز باشد ولی عقد معلق بعضی قید و شرط ها را دارد . بطور مثال پدر به پسر میگوید اگر شما در دانشگاه قبول شوید خانه من برای شماست دراین صورت به این عقد میگویند معلق ,ام اگر پدر گفت در دانشگاه تهران ویا در رشته ای خاص قبول بشوید . در اینجا اختلاف بین حقوقدانان هست بعضی میگویند از زمان گفتن پدر است و بعضی میگویند بعد از قبولی . و اگر قبول کنیم از زمان که پدر گفت باشد پس تکلیف خانه که در دست پدر هست چه حکمی داشته است . مطالب اساسی که در معامله باید رعایت کنیم ,در نوشتن کلیه عقودشرایط اساسی صحت معامله
توجه:باید هر تعهدی را در قابل شرط در بیاوریم .
1-قصد و رضای طرفین (العقود تابعه المقصود ) که در حقوق فرانسه میگوید الف- قصد ب- رضایت ماباید بدانیم معامله صحیح استیا نیست اگر نیست 2- اهلیت طرفین 3 - تمتع -استیفا (اهلیت قانونی) 4- تصرف در معامله
4- جهت معامله :قانونگذار میگوید در اجاره نامه و یا فروش خانه نیازی نیست جهت معامله را قید کنند مثلا اجاره میدهند به (کولد کوئیست ,قمار خانه ویا ... )اگر نوشته شود باطل میباشد .
5- موضوع معامله
الف- قصد و رضایت طرفین ب- اهلیت طرفین ج- جهت معامله د- موضوع معامله هر عقدی با این چهار شرایط یا صحیح است یا صحیح نیست یا غیر نافذ - باطل است
یعنی 3 حالت :یا صحیح نیست یا غیر نافذ و یا باطل است
در عقد فضولی نمی گوییم صحیح نیست یا باطل است بلکه میگوییم غیر نافذ است که با امضای طرف دیگر نافذ میشود و اگر قانون گذار میگفت عقد فضولی باطل است دیگر شرایط بالا را نداشت عقد باطل کلا باطل است و هر کاری بکند صحیح نیست ولی عقد غیر نافذ ممکن است صحیح شود . معاملهاضطراری صحیح است یا باطل - که صحیح است مثلا مثل این است که بچه ام مریض است و مجبور شدم ماشین را بفروشم
توجه:در حقوق کیفری اظطراری وجود ندارد
در قتل اضطرار نداریم - در زنا اضطرار نداریم-در دزدی اضطرار داریم فروش مال غیر زمانی هست که ماشین دیگری را بگوئیم برای من است و کلاه برداری میباشد ولی اگرفروش ماشین پدر - یا برادر یا مادر میشود - معامله فضولی میشود
شرایط اساسی صحیح بودن معاملات :4 شرط برای صحیح بودن معاملات گفته شده
1- قصد و رضا 2- اهلیت 3- جهت معامله 4- موضوع معین ( قرار دادها و نویسند موضوع مورد معامله
هر عقدی بر اساس این چها شرط 3 حالت دارد .
1- یا صحیح است یا غیر صحیح و غیر صحیح هم دو جور است الف:باطل ب:غیر نافذ
عقد صحیح :عقدی است که دتمام این شرایط را داشته باشد
عقد باطل (عقد فاسد) عقدی است که یکی از یا چند شرط از این شرایط را ندارد و آن شرط آنقدر مهم است که اگر بعدا"هم بیاید فایده ای ندارد
عقد باطل از ابتدا باطل است و هیچ اثر حقوقی ندارد . مثلا عقدی که در آن قصد نباشد یعنی کسی که خوابیده بیهوش یا مست است معامله با این افراد باطل است
3- عقد غیر نافذ :عقدی است که یکی از شرایط صحیح بودن (رضای طرفین ) را ندارد .ولی آن شرط بعدا"بیاید عقد درست و صحیح میشود .
مثلا معامله فضولی یعنی بنده بدون اذن فردی ماشینش را میفروشم این معامله باطل نیست اگر فرد تنفیذ کند معامله صحیح میشود اگر تنفیذ نکند معامله باطل است و همچنین معامله اکراهی بعلت نبودن رضایت مثلا تشخیص را تهدید به جان - ناموس - مال و .... بشود این معامله با ایشان غیر نافذ است
توجه معامله با چهار شرط ذکر شده صحیح است . با چه امکاناتی میتوانیم یک معامله صحیح با وجود داشتن 4 شرط باطل کنیم قانون گذار میگوید در 3 صورت معامله صحیح . منحل یا انحلال عقد صورت میگیرد . 1- اقله (تفاسخ) یعنی با هم دیگر فسخ کردند یا با اراده دو طرف 2- فسخ یعنی اراده یک طرف ( که کیه خیارات میتواند فسخ کند ) 3- به حکم قانون میتوان هر معامله صحیحی را باطل کند بدون اراده طرفین این کار را و به آن گویند انتساخ میگویند
توجه:در عربی 10 باب داریم و سوا اینست که چرا کلمات عربی را میبریم در باب چون معانی مختلفی از آن کلمات بدست آوریم . توجه اعلام یا تائید فسخ را به دادگاه می گوئیم یعنی دادگاه اعلام فسخ را تائید مینماید
عقد صحیح ممکن است پس از مدتی منحل شود به این انحلالعقد میگویند -انحلال فقط مختص عقد صحیح است ولی بطلان از اول عقد نبوده است
چرا عقد منحل میشود 1- اقاله (تفاسخ) اراده دو طرف:اقاله همان دو طرف که عقد را بسته اند روزی طرزی کنند عقد را به هم بزنند در اجاره نوشته میشود با اقاله فسخ میشود و یا بنویسیم تا مدت معلوم مثلا"10 روز اگر پول را از مستاجر جدید گرفت به مستاجر قبلی بدهد ولی اگر زمان ننویسد باطل میباشد .
توجه :اگر بنویسیم خیار تدلیس ساقط است باز هم ساقط نمیشود چون نمی توانیم اجازه بدهیم علیه ما کلاه برداری بکنند
قانون میگوید اگر طرفین همدیگر را تدلیس کنند تدلیس در معامله حذف میشود و اگر شخص ثالث تدلیس کند معامله قابل فسخ نیست ولی یکی از طرفین میتواند از شخص ثالث مثلا"مشاور املاک شکایت کند
توج:همیشه نظرات حقوق دانان یک منبع حقوقی و قانونی برای ما محسوب میشود .
توجه در عقد بیع وجود خیار فسخ برای طرفین یا وجود زمان یا مدت برای تسلیم و یا دادن ثمن مانع انتقال نمی شود همچنین باید بدانیم در خیاراتی که پس از علم به آن فوریت دارندو فورا"باید اعمال بشود ناچارا"حق خیار ساقط میشود .
توجه:جمله ای است مبنی بر اینکه میگوید قانون عطف به ماسبق نمی شود یعنی قوانین که تا دیروز آزاد بوده ولی حالا جرم محسوب میشود ,نمی شود به علت کار گذشته ما را توبیخ کنند ,ولی این جمله مربوط به قانون است نه بخشنامه چون قانون را مجلس تصویب میکند ولی بخشنامه را وزراتخانه ها تصویب میکنند که وقتی میگویند قانون عطف به ماسبق نمی شود مربوط به بخشنامه ها نیست .
منجز:یعنی بدون قید و شرط یعنی رضایت باید منجز باشد و دادگاه میگوید رضایت منجز باشد ولی عقد معلق بعضی قید و شرط ها را دارد . بطور مثال پدر به پسر میگوید اگر شما در دانشگاه قبول شوید خانه من برای شماست دراین صورت به این عقد میگویند معلق ,ام اگر پدر گفت در دانشگاه تهران ویا در رشته ای خاص قبول بشوید . در اینجا اختلاف بین حقوقدانان هست بعضی میگویند از زمان گفتن پدر است و بعضی میگویند بعد از قبولی . و اگر قبول کنیم از زمان که پدر گفت باشد پس تکلیف خانه که در دست پدر هست چه حکمی داشته است . مطالب اساسی که در معامله باید رعایت کنیم ,در نوشتن کلیه عقودشرایط اساسی صحت معامله
توجه:باید هر تعهدی را در قابل شرط در بیاوریم .
1-قصد و رضای طرفین (العقود تابعه المقصود ) که در حقوق فرانسه میگوید الف- قصد ب- رضایت ماباید بدانیم معامله صحیح استیا نیست اگر نیست 2- اهلیت طرفین 3 - تمتع -استیفا (اهلیت قانونی) 4- تصرف در معامله
4- جهت معامله :قانونگذار میگوید در اجاره نامه و یا فروش خانه نیازی نیست جهت معامله را قید کنند مثلا اجاره میدهند به (کولد کوئیست ,قمار خانه ویا ... )اگر نوشته شود باطل میباشد .
5- موضوع معامله
الف- قصد و رضایت طرفین ب- اهلیت طرفین ج- جهت معامله د- موضوع معامله هر عقدی با این چهار شرایط یا صحیح است یا صحیح نیست یا غیر نافذ - باطل است
یعنی 3 حالت :یا صحیح نیست یا غیر نافذ و یا باطل است
در عقد فضولی نمی گوییم صحیح نیست یا باطل است بلکه میگوییم غیر نافذ است که با امضای طرف دیگر نافذ میشود و اگر قانون گذار میگفت عقد فضولی باطل است دیگر شرایط بالا را نداشت عقد باطل کلا باطل است و هر کاری بکند صحیح نیست ولی عقد غیر نافذ ممکن است صحیح شود . معاملهاضطراری صحیح است یا باطل - که صحیح است مثلا مثل این است که بچه ام مریض است و مجبور شدم ماشین را بفروشم
توجه:در حقوق کیفری اظطراری وجود ندارد
در قتل اضطرار نداریم - در زنا اضطرار نداریم-در دزدی اضطرار داریم فروش مال غیر زمانی هست که ماشین دیگری را بگوئیم برای من است و کلاه برداری میباشد ولی اگرفروش ماشین پدر - یا برادر یا مادر میشود - معامله فضولی میشود
شرایط اساسی صحیح بودن معاملات :4 شرط برای صحیح بودن معاملات گفته شده
1- قصد و رضا 2- اهلیت 3- جهت معامله 4- موضوع معین ( قرار دادها و نویسند موضوع مورد معامله
هر عقدی بر اساس این چها شرط 3 حالت دارد .
1- یا صحیح است یا غیر صحیح و غیر صحیح هم دو جور است الف:باطل ب:غیر نافذ
عقد صحیح :عقدی است که دتمام این شرایط را داشته باشد
عقد باطل (عقد فاسد) عقدی است که یکی از یا چند شرط از این شرایط را ندارد و آن شرط آنقدر مهم است که اگر بعدا"هم بیاید فایده ای ندارد
عقد باطل از ابتدا باطل است و هیچ اثر حقوقی ندارد . مثلا عقدی که در آن قصد نباشد یعنی کسی که خوابیده بیهوش یا مست است معامله با این افراد باطل است
3- عقد غیر نافذ :عقدی است که یکی از شرایط صحیح بودن (رضای طرفین ) را ندارد .ولی آن شرط بعدا"بیاید عقد درست و صحیح میشود .
مثلا معامله فضولی یعنی بنده بدون اذن فردی ماشینش را میفروشم این معامله باطل نیست اگر فرد تنفیذ کند معامله صحیح میشود اگر تنفیذ نکند معامله باطل است و همچنین معامله اکراهی بعلت نبودن رضایت مثلا تشخیص را تهدید به جان - ناموس - مال و .... بشود این معامله با ایشان غیر نافذ است
توجه معامله با چهار شرط ذکر شده صحیح است . با چه امکاناتی میتوانیم یک معامله صحیح با وجود داشتن 4 شرط باطل کنیم قانون گذار میگوید در 3 صورت معامله صحیح . منحل یا انحلال عقد صورت میگیرد . 1- اقله (تفاسخ) یعنی با هم دیگر فسخ کردند یا با اراده دو طرف 2- فسخ یعنی اراده یک طرف ( که کیه خیارات میتواند فسخ کند ) 3- به حکم قانون میتوان هر معامله صحیحی را باطل کند بدون اراده طرفین این کار را و به آن گویند انتساخ میگویند
توجه:در عربی 10 باب داریم و سوا اینست که چرا کلمات عربی را میبریم در باب چون معانی مختلفی از آن کلمات بدست آوریم . توجه اعلام یا تائید فسخ را به دادگاه می گوئیم یعنی دادگاه اعلام فسخ را تائید مینماید
عقد صحیح ممکن است پس از مدتی منحل شود به این انحلالعقد میگویند -انحلال فقط مختص عقد صحیح است ولی بطلان از اول عقد نبوده است
چرا عقد منحل میشود 1- اقاله (تفاسخ) اراده دو طرف:اقاله همان دو طرف که عقد را بسته اند روزی طرزی کنند عقد را به هم بزنند در اجاره نوشته میشود با اقاله فسخ میشود و یا بنویسیم تا مدت معلوم مثلا"10 روز اگر پول را از مستاجر جدید گرفت به مستاجر قبلی بدهد ولی اگر زمان ننویسد باطل میباشد .
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۴ ساعت 22:50 توسط mahdisareh
|